تبليغاتX
جوک و اس ام اس های توپ
جوک و لطیفه ها و اس ام اس های دست اول

مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."

 

گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!

 

مرده رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»

 

 

یکی خبر داغ می‌شنود، گوشش می‌سوزد!

 

یکی چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودکفایی برسه!

 

ببینم، داداش شما چیکاره است؟ راننده است، «روی» ماشین بابام کار می‌کنه، داداش شما چطور؟ داداش من مکانیکه، «زیر» ماشین مردم کار می‌کنه!

 

 

راستی فهمیدی دیشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بیمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هیچی، زنم فکر کرد، که دیر اومدم خونه!

 

معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!

 

بچه‌ای از پدرس پرسید: فرق تفنگ و مسلسل چیست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتی من و مادرت حرف می‌زنیم بیا گوش کن. آن وقت می‌فهمی فرقش چیه!

 

 

یکی رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو

 

یارو فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه

 

به یکی می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟

 

یارو می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه می کرده. بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال کلمه زنده می گردم

 

معتاده پیغام گیر می خره رو پیغامگیره می ذاره: هشتم........ولی خشتم

زن: به من میگفتی مثل پیرزنها هستم، موهامو کوتاه کردم، حالا بهتر شده؟
          شوهر: آره، اما حالا شدی مثل پیرمردها!

   

     محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم.
     دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟
     محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام

از زرنگی می پرسن دو دوتا میگه چهارتا برای جایزه بهش چهارتا گردو می دن.یه روز دیگه ازش می پرسن دو دو تا می گه یه گونی

 

اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی

 

یارو میره قهوه خونه می بینه ته چاییش مگسه میره پیشه مدیر میگه این نشونه ی چیه مدیره میگه من از کجا بدونم مگه من فالگیرم

 

صاحبخانه: هر وقت می‌گویم اجاره را بده، می‌گویی: بگذار حقوق بگیرم، پس کی حقوق می‌گیری؟ مستاجر: هر وقت که استخدام شدم

 

 

 

یارو میره استادیم تیم ایرانو تشویق کنه میره به فروشنده ای که بساط کرده میگه اقا یه پرچم ایران بدید یارو بهش میده یه کم به پرچم نگاه می کنه میگه ببخشید رنگ دیگشو ندارید

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 9:59  توسط اسد | 

در قلبتو براي كسي باز نكن....كسي كه دوست داره ، خودش كليد داره....

 

نخي كه داخل شمعه از شمع پرسيد:چرا وقتي مي سوزم تو آب ميشي؟شمع جواب داد:وقتي مي بيني يكي كه تو قلبته داره مي سوزه ، مگه مي توني گريه نكني؟؟؟

 

بهترین انتقام از زنی که شوهرتون رو از چنگتون در اورده می دونی چیه؟ بذاری شوهرتون مال اون بمونه

 

می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟ وقتی پیاز رو قاچ می کنی چشت می سوزه هندوانه کال رو که قاچ می کنی دماغت می سوزه

 

یه روز دوتا خلافکار با هم ازدواج می کنن بچشون می شه بسیجی .چرا؟ منفی در منفی مثبت

 

اهدای اس ام اس اهدای زندگیست هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.انجمن بیماران اس ام اسی

 

همیشه از خدا می خواستم که تو زندگیم یه همراه خوب داشته باشم همراهی که همیشه کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم خدایکیشو بهم داده همراه من نوکیاست مال تو چیه؟

 

یادت باشه که یادت بندازم که به یادم بیاری که یاد بدی دیگه این وقت شب با اس ام اس کسی رو بیدار نکنم!!!

 

مرد دوستی را کشف کرد و عشق را اختراع کرد زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد

مرد تجربه را کشف کرد و پول را اختراع کرد زن پول را کشف کرد و خرید را اختراع کرد

از ان به بعد مرد چیزهای بیشتری کشف کرد و اختراع کرد ولی زن همچنان مشغول خرید بود

 

 

زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه.

 

هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم.

 

يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

 

احساس سوختن به تماشا نمی ارزد آتش بگیر تا بدانی چه می کشم

اشتباهی که کردم همه عمر و پشیمانم از آن اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم.

 

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 9:56  توسط اسد | 
ميدونى فرق تو با
آهن چيه؟

...

..

.

..

...

آهن زنگ ميزنه ولى توهمش پيامک ميفرستى

بچه که بوديم دخترا عاشق عروسک بودند ، پسرا عاشق مرداي قوي
بزرگ که شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدند و پسرا عاشق عروسک

 

بيا پايين مي خوام يه چيزي بهت بگم



...

...
مي بيني اين پايين چقدر قشنگ تر از درخت نارگيله؟

 

اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتي شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا

 

 

.

فکر بد نکن!

 آخه اينجوري تو ميتوني بدوي ولي اون نميتونه

ميدوني چقدر دوست دارم؟
.
.
.
به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تعداد ستاره هاي آسمون ضرب در صفر

 

اگر 10 تا گل رز دستت گرفتي و رفتي جلوي آينه و ديدي 11 تاست، تعجب نکن...
اين نشون ميده که تو هم کوري هم دچار توهم شدي!

 

اگه عاشق شدي و مي خواي به عشقت برسي به توصيه ي زير توجه کن

......

......

......

......

......

......

......

......

......

اي شيطون ، مچتو گرفتم حالا تعريف کن طرف کيه ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 7:5  توسط اسد | 

 ديوانه رو محبت آروم ميکنه، من رو محبت تو ديوونه ميکنه...

 

نانوا هم جوش شیرین می زند

 


.
.
.
.
.
.
.
.
بیچاره فرهاد ...

 

توی دنيا دو تا نابينا می ‌شناسم، يکی تو که هيچ موقع عشقم رو نديدی، يکی من که کسی رو جز تو نديدم

 

زندگی سه تا پیچ داره

تولد

عشق

مرگ

سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم

 

 داش سام علیک !

با اجازت روغن ماشینتو خالی کردم و به جاش خون جیگرمو ریختم ، تا هر وقت استارت زدی به عشقت بسوزم .

 

خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست ، دوست داشتن داشتنی هاست

 

كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟
حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه !!!

زندگي مستطيلي است
به طول خاطرات
به عرض مشكلات
به قطر دوستي
به رنگ آفتاب
به محيط نفرت
و به مساحت عشق

هميشه دليل شادي كسي باش نه قسمتي از شادي او، و هميشه قسمتي از غم هاي كسي باش نه دليل او

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:57  توسط اسد | 

توی زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی می مونن، از بودن با اونا لذت می بری، ولی باهاشون به جایی نمی رسی!


در بی کرانه ی زندگی دو چیز افسونم می کند: آبی آسمانی که می بینم و می دانم که نیست، و خدایی که نمی بینم و می دانم که هست ! (دکتر شریعتی)


زندگی آنقدر عجیب نیست كه شما تصور می كنید... زندگی آنقدر عجیب است كه شما نمی توانید تصور كنید.

لذتی که درفراق است دروصال نیست، چون درفراق شوق وصال است ودروصال بیم فراق.


در قلبتو واسه کسی بازنکن، چون اونی که دوستت داره خودش کلید داره.

 

اشک از لبخند با ارزش تره


چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی، اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی.

زندگی زیباست زشتی های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست، آن تدبیر ماست.


شجاعت همیشه فریاد زدن نیست... گاهی صدای آرامی ست که در انتهای روز می گوید: فردا دوباره تلاش می کنم.

عشق کلید شهر قلب است، به شرط آن که قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.

 

دوستی ایستادن زیرباران وخیس شدن باهم نیست، دوستی آن است که یکی برای دیگری چتری شود و اوهیچ وقت نداند که چرا خیس نشد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 1:5  توسط اسد | 

خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟ بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی

 

يه آدم موفق کسي هست که بنايي محکم از آجرهايي ميسازه که ديگران به طرفش پرتاب کرده اند

 

چنين گفت زرتشت:...عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز، با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش

 

از لال ترين لال ها لال ترم از هر چه اسير بي پرو بال ترم هر لحظه بدون او هزاران سال است اي نوح...من از تو کهن سال ترم

 

يكي يكي مي رفتيم و كاتب سرنوشتمان را با خطي زرين مي نوشت، نوبت كه به ما رسيد قلم از قلمدان افتاد و شكست، كاتب با خط تيره و تار نوشت: اسير سرنوشت

 

زندگي رويش حادثه نيست زندگي رهگذر تجربه هاست تکه ابريست به پهناي غروب آسمانيست به زيبايي مهر

 

هوایم هوای تو، دلتنگم برای تو، تنهایم به یاد تو، زندگیم فدای تو

 


زمان استاد فراموشی است ، مبادا شاگرد این استاد بشی ...

 

 


 یکی تصادف می کنه می میره ، یکی پیر میشه می میره ، یکی بیمار می شه می میره ، بالاخره هر کی یه جور می میره ، اما من ... واست همه جوره می میرم !


تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی من است ، پخش زنده ی نگاه توست !

 


دیشب دفترچه قسطامو ورق میزدم ، تا آخر عمر بدهکار مهربونیاتم ...

 


سرخی چشم کبوتر میدانی از چیست ؟ نامه ام می برد و بر حال دلم خون می گریست .

 


فردا صبح وقتی چشمای قشنگت رو باز می کنی ، یادت باشه که شب قبل یکی به یاد تو چشماشو بسته ...

 

 

فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه گنج فردایم تو هستی

 


 زندگی را می توان با یک نگاه آغاز کرد
می توان با شاخه ای گل از بهاران یاد کرد
کلبه های زندگی را قهر ویران می کند
می توان با شاخه ای گل از بهاران یاد کرد

 

 

گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی

 


 کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا
تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا

 

 

اگر روزی مرا نخواستی فریاد نکن ... آهسته در گوشم بگو تا آهسته بمیرم ...

زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره

 

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است

بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است

بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست

او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است

صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست

در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است

بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي

مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است

مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست

بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است

غزل حجرت من را همه جا بنويسيد

روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است

 

 

 

دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

 

 

سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است

نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است

 


می دونی فرق تو با بنزین چیه؟ بنزین یه ساله عزیز شده، ولی تو یه عمره واسم عزیزی!


اگه مثل اشک توچشمام باشی براى موندنت تا آخرعمرم گریه نمی کنم.


* _* _*
_* __*
*__ *
* _*_ *
_*_ *_ *
این قاصدک ها رو فوت کردم تا بیان بهت بگن به یادتم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 0:35  توسط اسد | 

يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه!افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه!يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!!!

 

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. ازیارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟یارو  ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟یارو ميگه: جناب سرهنگ،‌ يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

 

لاته رو میبرن کلانتری. لاته میگه: واسه چی منو آوردید اینجا؟ بهش میگن: برای عرق خوری ! لاته میگه: ا دمتون گرم پس بریز بخوریم

 

پليس نوروزي جلوي يه راننده رو مي گيره ميگه شما به خاطره اينكه هيچ تخلفي در اين ايام نداشتيد برنده ي 100هزار تومن شديد .... قصد دارين با اين پول چي كار كنين؟ يارو ميگه ميرم گواهينامه مي گيرم , زنش ميگه جدي نگيرين شوهر من هر وقت اكس ميخوره پرت و پلا ميگه بچش ميگه بابا چند بار گفتم با ماشين دزدي نريم بيرون؟ يكي از صندوق عقب داد ميزنه از مرز رد شديم يا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ميدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟ چون کمتر پيش مياد که يازده تا خانم راضی بشن همزمان يه جور لباس بپوشن

یارو شيلنگ آب رو ميگيره روي تلويزيون ميگه مگه نگفتم اينجا فوتبال بازي نکنيد

یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که بیام بوست کنم

يه عده اي داشتن با لگد مي‌زدن توي شكم همديگه. يكي رد مي‌شه مي‌پرسه: شما دردتون نمي‌گيره؟ يكي از اونا همينجور كه مي‌زده مي‌گه: نه! پوتين پامونه!...

به یارو ميگن با خمير جمله بساز ميگه من بلد نيستم ولي ميتونم نون بسازم

يارو پول نداشته دماغشو عمل كنه، با دست دماغشو ميگيره بالا بهش تافت ميزنه!!...

یارو به دوستش ميگه شنيدم که تو ظرف شستن به خانمت کمک مي کني!؟ .... اي زن ذليل!! دوستش ميگه: خوب مگه چيه، اون هم تو رخت شستن به من کمک ميکنه

يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم.
فروشنده ميگه . به نام ... ؟
يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ...
ازش پرسيدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه

یکی می میره میره اون دنیا . ازش میپرسن میری بهشت یا جهنم ؟ نگاه می کنه به جهنم می بینه دار و درخت و آب و بلبل و همه چیز مرتبه. میگه میرم جهنم .تا درو باز می کنن می بینه شعله های آتیش از همه جا بلند شده . شاکی میشه میگه این که این طوری نبود .
میگن یه مدت کسی نیومده بود رفته بود رو screen saver.

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

يه روز يه یارو ميره ماهي بگيره تور رو مي اندازه تو دريا هرچي مي كشه درنمي ايد ميره زيره آب مي بينه ماهي ها تور رو بستن دارن واليبال بازي مي كنند

يارو زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين .

 

یارو به رفيقش ميگه: همسايه‌مون خيلي بي‌شعوره، ساعت 2 نصفه‌شب با مشت مي‌كوبه به ديوارمون! حالا شانس آوردم خواب نبودم، داشتم شيپور تمرين مي‌كردم!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 20:7  توسط اسد | 

ازغضنفر می پرسن سخت ترین کار چیه؟ میگه نمک تو نمکدون ریختن،میگن واسه چی میگه آخه سوراخ هاش خیلی ریزه!

غضنفر داشته نوار خالي گوش ميكرده گريه ميكرده ميگن چرا گريه ميكني؟ميگه دلم واسه خوانندش ميسوزه لال بوده!

غضنفر ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلي كه زدي به يقت خارش اذيتت نميكنه ميگه خارش كه نه ولي گلدونش كه تو لباسمه بيچارم كرده!

غضنفر پتروس فداکار و با دهقان فداکار قاطی می کنه
می ره انگشتشو می کنه تو چشم راننده قطار

یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه
اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن
بوده جواب میده بله.
غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:13  توسط اسد | 

به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!

غضنفر ميره پمپ بنزين و باك زانتياشو پر مي‌كنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! غضنفر در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جانم، قيمت گازوئيل همينه!

یارو رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز میه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک چیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر.یارو  می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته

از غضنفر می پرسن که برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاجه می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون ، لامپ رو میگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو میچرخوونن

ازغضنفر می پرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی داره ؟ می گه : خوردن کله پاچه تو دریا ممنوع

 ازغضنفر مپرسند نظرت درباره پيام بازرگاني چيه ؟ميگه : خيلي جالبه . تازه بينش فيلم هم نشون ميده

غضنفر رو ميبرن جهنم داد مي زنه: كمك ...كمك... جهنم آتيش گرفته

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:2  توسط اسد | 

 

 

غضنفر شب عروسيش نميدونه به زنش چي بگه ...ميگه خانوادت ميدونن تو اينجايي؟؟

 زن غضنفرمیگه: مرد چرا کولر نمی خری ؟  غضنفر: به درد نمی خوره اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم

 به یاروميگن تو پيامبرا به کدومشون ارادت بيشتري داري؟ ميگه حضرت سوج ميگن : حضرت سوج نداريم که ؟ ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود يا سوج

یلرواسم نويسي ميكنه واسه موبايل… ميگه : خدا كنه نوكيا در بياد

 

از یارو می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟ میگه به من اطلاع ندادن, هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله

 

غضنفر ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه غضنفر ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!  ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

يكي داشته غضنفر رو ميزده و هي داد ميزده مي كشمت اكبر، می کشمت اکبر. يكي مياد ميگه چرا ميزنيش؟ غضنفر كه داشته كتك ميخورده ميگه ولش کن بابا بذار بزنه من كه اكبر نيستم

 

غضنفر ميره حموم ليفشو گم ميکنه
اينورو ميگرده ميبينه نيست
اونورو ميگرده ميبينه هست!!!

 

یک فیلسوف  میگوید: دایره زندگی مربعی است که سه ضلع دارد : عشق و محبت

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:34  توسط اسد | 
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه